روایتی از حضور در مرکز توانبخشی و اجرای طرح غربالگری شنوایی مددجویان

حضور در مرکز توانبخشی افراد دارای معلولیت جسمی و مشارکت در فرآیند غربالگری، ارزیابی و درمان مشکلات شنوایی مددجویان، تجربه‌ای ارزشمند و آموزنده بود. این برنامه در سه مرحله شامل انجام آزمون شنوایی‌سنجی، معاینه توسط متخصص گوش و حلق و بینی و تکمیل فرآیند درمان و جرم‌گیری گوش اجرا شد و فرصتی برای همراهی نزدیک‌تر با مددجویان و شناخت نیازهای ارتباطی و درمانی آنان فراهم کرد.

تجربه حضور در مرکز توانبخشی افراد دارای معلولیت جسمی:
نخستین و ارزشمندترین تجربه زندگی

این افراد دارای قلب‌های پاک و زلال هستند و گفتگو با آن‌ها و همراهی در کنارشان بسیار لذت‌بخش است. رفتار و سخنان آن‌ها برخاسته از صمیم قلب و فاقد هرگونه انگیزه‌ سودجویانه می‌باشد.

افتخار حضور در مجموعه توانبخشی برای کمک به همکاران در امر غربالگری شنوایی در سه مرحله وجود داشت. در مرحله اول ، آزمون شنوایی‌سنجی (ادیومتری) انجام شد و برای هر فرد گزارشی تهیه گردید تا مشخص شود کدام گوش دچار جرم‌گرفتگی است و نیاز به بررسی توسط متخصص گوش و حلق و بینی (ENT) دارد. نکته‌ای که در این فرآیند مشاهده شد ، این بود که در بسیاری از موارد ، افراد توضیحات ما را متوجه نمی‌شدند ؛ لذا جملات ساده‌سازی می‌شدند یا آزمون به صورت شبیه‌سازی شده ارائه می‌گردید تا انجام آن امکان‌پذیر باشد. هر یک از آن‌ها دنیایی زیبا داشتند ؛ یکی شعر می‌خواند ، دیگری درباره فوتبال و تیم‌های مورد علاقه‌اش سخن می‌گفت، یکی رادیویی را که به جان خود گره خورده بود و همواره همراهش حمل می‌کرد، نشان می‌داد و برخی دیگر علاقه‌مندی ویژه‌ای به چای یا شکلات داشتند.

در مرحله دوم ، همراه با متخصص گوش و حلق و بینی (ENT) اقدام به ویزیت گردید. تجربه‌ای جالب بود. سری دوم آزمون دشوارتر بود، زیرا فرآیند جرم‌گیری صورت می‌گرفت که با مقداری درد همراه بود. به دلیل درد احساس شده ، میزان همکاری با همکاران ما کاهش یافت. با این حال ، هنگام ورود به مجموعه، همه با عشق و صفا بودند و بدون هیچ نیت خاصی دست می‌دادند. از اتفاقات روزمره خود می‌گفتند، انگار که عضوی از خانواده شان را دیدند .
کار در مرحله دوم به پایان نرسید و به مرحله سوم موکول شد. در مرحله سوم ، با استفاده از تجهیزات و دستگاه ساکشن، عملیات جرم‌گیری تکمیل گردید. یکی از مددجویان برای ما آواز خواند و برخی از آن‌ها ترسیده بودند. به طور کلی، این یک تجربه بسیار مطلوب بود. دلم برای آن‌ها تنگ می‌شود و امیدوارم همواره حالشان خوب، شاد و به دور از هرگونه بیماری باشد. این تجربه بسیار زیبایی بود که احساس مفید بودن و کمک به افرادی که کسی را ندارند را ایجاد کرد؛ حتی یک لبخند حالشان را خوب می‌کرد، چه برسد به درمان و کمک‌های دیگر.